عضویت در کانال تلگرام
 امروز شنبه 25 آذر 1396

نظر و گذری بر دوگانه پهلوی اول در مواجهه با عزاداری حسینی

از تظاهر به عزاداری تا سركوب عزاداران

عزاداری حسینی در كشور ما به ویژه در ایران معاصر، تاریخچه‌ای مبسوط دارد.

زمان ارسال خبر 1396/07/17 ، ساعت 14:46
کد خبر : 3688

به گزارش مجمل ، عزاداری حسینی در كشور ما به ویژه در ایران معاصر، تاریخچه‌ای مبسوط دارد. این تاریخچه در مقطع پهلوی اول بس خواندنی می‌شود و تظاهرات رضاخان در به راه انداختن دسته‌جات سوگواری قزاقان و سپس ممانعت شدید وی از این آیین و زیرزمینی شدن آن، از سرفصل‌های شاخص این دوره به شمار می‌رود. در مقالی كه پیش‌رو دارید، بخش‌هایی از این تاریخ مورد بازخوانی قرارگرفته است. امیدآنكه مقبول افتد. 

   
دوران سلطنت رضاخان را از جنبه رویكرد به عزای حسینی می‌توان به دو بخش قسمت كرد. به عبارت دیگر او قبل و بعد از سلطنت دو سیاست متفاوت در قبال برگزاری مراسم عزاداری ماه محرم در پیش گرفت. وی قبل از رسیدن به قدرت، سعی كرد با عوام‌فریبی از جو و فضای خاص این ماه، برای گسترش نفوذ خود و فریب مردم استفاده كند. راه‌اندازی دسته، هیئت و رفت و آمد به منزل علما و روحانیان، از جمله ترقندهای وی در این دوره بود، بنابراین سردارسپه پس از كسب موفقیت‌هایی در عرصه سیاسی و نظامی، برای جلب حمایت مردم درصدد استفاده از مراسم عزاداری ماه محرم برآمد. 
  
در تكیه قزاق‌ها
در محرم سال1341ق همزمان با پاییز 1300ش، به دستور رضاخان در دهه اول محرم، در قزاقخانه چادر بزرگی برپا شد و روضه‌خوانی مفصل و با شكوهی را به راه انداختند. دسته محلات هم برای رفتن به تكیه قزاقخانه، رسم دیرین را تجدید كردند. آنها از اوایل دهه راه افتادند و هر روز با شمار زیادی به تكیه قزاق‌ها رفته و سینه می‌زدند. در این میان سردار‌سپه و افسران قشون، مانند صاحب مجلس از عزاداران پذیرایی می‌كردند. 
 
میزان استقبال به‌گونه‌ای بود كه تمام طبقات مردم به این روضه‌خوانی می‌رفتند، تا جایی كه حتی احمدشاه قاجار نیز در مراسم عزاداری این تكیه شركت كرد. افزون بر این، رضاخان شب‌ها نیز به مجالس روضه‌خوانی اصناف می‌رفت و در مراسم آنان شركت می‌جست. در این مجالس برخی از وعاظ و روضه‌خوان‌ها روی منبر از وی تعریف و او را دعا می‌كردند. در روز عاشورا نیز سردار‌سپه، دسته قزاق را با یك هیئت از صاحب‌منصبان در جلو و افراد و بیرق‌ها و كتل با نظم و تشكیلات خاصی از قزاقخانه حركت داده و از میدان توپخانه و خیابان ناصریه به بازار آورد. در حالی كه سردار‌سپه با یقه باز و روی سرش كاه و بیشتر دسته بر سرشان گل مالیده بودند، با پای ‌برهنه وارد بازار شدند. دسته قزاق‌ها همراه خودشان یك دسته بالابانچی( دسته موزیك) هم داشتند كه مارش عزا می‌زدند و قزاق‌ها نوحه زیر را می‌خواندند:
  
اگر در كربلا قزاق بودی حسین بی‌یاور و تنها نبودی!
افزون بر این، در شب 11 محرم نیز سردار‌سپه و عده‌ای از افسران قزاقخانه كه در میان آنها سرلشكر امان‌الله جهانبانی و سرلشكر عبدالله‌خان امیر‌طهماسبی با بازوبند مشكی و سر برهنه و یك شمع گچی در دست، در مسجد شیخ عبدالحسین حضور یافتند. آیت‌الله سید بدلا كه خود از نزدیك این دسته را دیده بود در وصف آن اینگونه می‌گوید: «‌به هر تقدیر وقتی قرار شد دسته قزاق‌ها وارد منزل آقای بهبهانی شوند، برای اینكه منزل گنجایش تمام افراد را داشته باشد، از ورود افراد پراكنده و بچه‌ها جلوگیری می‌كردند، ولی من اجازه ورود داشتم و در آنجا همراه دوستان مشغول بازی و جست‌و‌خیز بودیم. ماحتی برای تماشای نظم و ترتیب قزاق‌ها و انضباط شدیدی كه میان آنان حاكم بود، جلوی دسته می‌دویدیم. معروف بود كه می‌گفتند: در این دسته سر سوزنی ضعف، سستی و بی‌نظمی وجود ندارد. خود رضاخان مانند فرفره به همه جای ستون سر می‌زد و در حالی كه در عزای امام حسین(ع) گل به پیشانی مالیده بود، قزاق‌ها را مرتب می‌كرد. من و میر سیدحسین بهبهانی از قسمت اندرونی منزل وارد بیرونی شدیم و كنار آقا سید‌كمال‌الدین ایستادیم. دسته قزاق‌ها با شمع‌هایی كه افرادشان به نشانه عزاداری امام حسین (ع) در شام غریبان به دست داشتند، وارد شدند و دقایقی بعد نشستند. رضاخان مقابل آقا سید كمال روی زمین نشست و گفت:«‌این قزاق‌ها همه، یاران شما و امام زمان هستند و آمده‌اند تا سر بسپارند و از دعای خیر شما بهره‌مند شوند. دعا كنید خدا توفیق دهد تا اینها به اسلام و مملكت خدمت كنند. ما كه وارد بیت علما می‌شویم، هدفمان این است كه وابستگی خودمان را به مردم و علما اثبات كنیم!»
در آن زمان تفسیرهای متعددی از این حركت سردار‌سپه مطرح بود. عده‌ای معتقد بودند این كار برای حفظ انتظامات شهر و جلوگیری از هرگونه رخدادی است و آن را اقدامی انتظامی می‌دانستند، ولی عامه مردم این كار را پسندیده و برای سردار‌سپه - كه خود را همراه و همرنگ مردم كرده بود- دعا می‌كردند. اینگونه اقدامات رضاخان باعث محبوبیت زیاد وی در میان مردم و روحانیون شد. به علاوه نمایندگان مجلس را نیز وادار ساخت كه از11 تا13 محرم، به مباشرت ارباب كیخسروشاهرخ‌ـ نماینده زرتشتیان مجلس‌ـ مجلس عزاداری برپا كنند و همانند سردار‌سپه، طاقه شال به علم‌های دسته‌های محله‌ها ببندند و به روضه‌خوان‌ها پاكت‌های پول تقدیم كنند. 
  
آغاز ممنوعیت عزاداری حسینی به امر رضاخان
رضا‌خان كه پیش از سلطنت به اصطلاح صاحب دسته و هیئت بود و در مراسم سوگواری ماه محرم شركت می‌جست، پس از رسیدن به پادشاهی تغییر رویه داد و به تدریج مراسم عزاداری ماه محرم را ممنوع كرد. او نخست محل روضه قزاقخانه را به تكیه دولت انتقال داد و از شكوه و جلال و مدت زمان مراسم آن كاست. در نهم محرم سال1310در حالی كه بسیاری از مراسم مانند قمه‌زدن، زنجیر‌زدن، سنگ‌زدن و دسته راه انداختن ممنوع بود؛ وی در تكیه دولت حضور یافت و روضه ساده‌ای خوانده شد. در ادامه محدودساختن روضه‌خوانی ماه محرم، در سال بعد ظاهراً رضا‌شاه در مراسم سوگواری محرم شركت نكرد و تنها در بلدیه روضه مختصری خوانده شد. حتی برای اینكه عشق و علاقه سربازان را به امام حسین(ع) كم كنند، رژه‌های مخصوص و دسته‌های مفصل موزیك و هیاهوی بسیار به راه انداختند تا توجه آنها را به شاه معطوف نمایند. این محدودیت‌ها، به اصطلاح در راستای پیاده كردن سیاست شیوه‌های نوین زندگی بود كه سعی داشت مردم بیشتر به تفریح، سرگرمی و خوشگذرانی بپردازند. از این رو در تبلیغات گوناگون، اینگونه مطرح شد كه فرهنگ گریه باید به فراموشی سپرده شود. مخالفان سنت‌های عزاداری به بهانه اینكه فلسفه عزاداری‌ها و به‌ویژه قیام امام حسین(ع) برای مردم روشن نیست یا واعظان در منابر برخی اخبار و روایات ناصحیح را نشر می‌دهند، به انتقاد از سنت عزاداری‌ها برخاستند و به جای تلاش بر زدودن حشو و زوائد، با برپایی مراسم عزاداری به طور كلی مخالفت كردند. 
  
شرط‌گذاری شهربانی برای هیئات عزاداری
در راستا‌ی سیاست تقلیل عزاداری حسینی، شهربانی برای برقراری مجالس عزاداری موانع و مشكلاتی به‌وجود آورد و از هیئت‌داران خواست برای برگزاری مراسم ماه محرم اجازه بگیرند. بعدها هم حركت دسته‌های عزادار در ایام عاشورا ممنوع شد. حتی اگر احیاناً در بعضی خانه‌ها مخفیانه و به صورت پنهانی مراسم عزاداری برپا می‌شد، صاحبان خانه تحت تعقیب قرار می‌گرفتند و راهی زندان می‌شدند! مخالفت با مراسم عزاداری سیدالشهدا(ع) تا آنجا رسید كه به جای عزاداری، كاروان شادی (كارناوال) در ایام عاشورا به راه انداختند و صنوف مجبور شدند در برپایی این كاروان‌ها شركت كنند و هر صنفی دسته خود را شركت دهد. تا جایی كه در اواخر حكومت رضا‌شاه حركت كارناوال‌ها مصادف بود با شب عاشورا و دسته‌های رقاصه‌ها با ساز و آواز به پایكوبی و رقص در شهر به گردش در آمدند! در حالی كه اگر احیاناً افرادی از ذاكرین با عبا و عمامه دیده می‌شد تحت تعقیب قرار می‌گرفت. آیت‌الله سیدحسین بدلا درباره وضعیت عزاداری در تهران، در دوره اختناق رضاخانی چنین می‌گوید: «‌من گهگاه در ایام تعطیلی دروس به تهران سفر می‌كردم. یك بار كه به تهران رفتم، در كمال تعجب مشاهده كردم هیچ خبری نیست، نه دسته‌ای مشاهده می‌شود و نه روضه‌ای برقرار است. از این وضع به شدت نگران شدم. به نظرم ‌رسید كه به محل اجتماع دسته ترك‌ها - كه در مسجد عبدالحسین‌خان برنامه عزاداری داشتند- بروم. به هر حال به خودم گفتم كه بد نیست به آنجا بروم تا ببینم آذربایجانی‌های غیور ما با وجود منع دولت از برگزاری مراسم عزاداری، چه تدبیری در این خصوص اندیشیده‌اند؟ نزدیك غروب بود كه در محل حاضر شدم و مشاهده كردم كه در آنجا هم خبری نیست و حتی سر در مسجد خالی از پرچم سیاه است. چند افسر را دیدم كه در آن حوالی با جذبه و خشونت ظاهری در حال گشت‌زنی هستند، در عین حال در مسجد باز بود. داخل مسجد رفتم تا لااقل اگر نماز جماعت برقرار است شركت كنم. وقتی به آنجا رفتم، دیدم چند نفر نشسته‌اند ولی خبری از برگزاری نماز جماعت نیست. احتمال دادم كه امام جماعت را هم از برگزاری نماز جماعت در شب عاشورا و تاسوعا منع كرده‌اند. به ناچار همان‌جا نشستم. وقتی هنگام غروب فرا رسید، برخاستم و اذان و اقامه گفتم و مشغول نماز مغرب شدم. جمعیت تك‌تك وارد مسجد می‌شدند. شاید از ورود برخی از آنها هم به مسجد جلوگیری می‌شد. مردم هم به خواندن نماز مغرب و عشا به صورت انفرادی مشغول شدند. بعد از اتمام نماز، ناگهان صدای گریه یك نفر بلند شد. حالت گریه‌اش شبیه صدایی ‌بود كه آذربایجانی‌ها معمولاً انتهای برخی از اشعار تركی را با آن ختم می‌كنند. با صدای گریه او بقیه مردم هم شروع كردند به گریه، افسرهایی كه دم مسجد ایستاده بودند با حالت دستپاچه وارد مسجد شدند. صدای برخورد چكمه‌های مهمیزدارشان به پله‌ها بلند شد و در پی آن افسران را دیدم كه با نگرانی به مردم كه بدون روضه خواندن می‌گریستند، نگاه می‌كردند. من مشاهده كردم كه دیگر كسی وارد شبستان نمی‌شود. دانستم كه دم در از ورود مردم جلوگیری می‌كنند. طولی نكشید كه یك فرد تنومند كه عرقچین بر سر نهاده و عبایی بر دوش انداخته بود، وارد شد و بین شبستان و ایوان مسجد نشست و او هم شروع به گریه كردن كرد. صدای گریه او حالت خاصی داشت و بر بقیه اصوات غلبه كرده بود... چند لحظه بعد همان فرد شروع كرد به خواندن یك شعر تركی و حضار هم همراه با آخرین كلمه‌ای كه ادا می‌كرد دم می‌گرفتند و صوت توأم با گریه‌اش را امتداد می‌دادند. بعد فرد مزبور یك شعر فارسی و در ادامه یك حدیث كوتاه عربی از مقتل خواند و در نهایت دعا كرد و بقیه آمین گفتند و بعد هم افراد حاضر در مسجد را كه بنا داشتند مراسم را تا صبح ادامه دهند، با نام امام زمان(ع) از جا بلند كردند. چند نفر هم به بقیه مشرف فرمودید و «اجرتان با سیدالشهدا» گفتند و آنها را با حالتی شبیه هل دادن به بیرون مسجد هدایت كردند. من تا آخر مقاومت كردم ولی كار به جایی رسید كه دیگر ماندن را صلاح ندانستم و احساس كردم آن چند نفری كه بعداً فهمیدم از قوای دولتی هستند، می‌آیند و مرا از مسجد بیرون می‌كنند، لذا خودم خارج شدم. آنطور كه بعدها برای ما تعریف كردند، این توطئه از پیش تعیین شده، توسط چند نفر از افسران كه لباس شخصی به تن كرده بودند، انجام شد و حتی آن فرد مداح و تنومند هم خود از مأموران بود و هدفشان این بود كه این محفل عزاداری را در آن مركز مهم، تحت كنترل درآورند و از ورود افراد جدید هم جلوگیری كنند تا برنامه عزاداری حضرت سیدالشهدا با آن كیفیتی كه باید برگزار شود، انجام نگیرد!»
 
به نظر می‌رسد یكی از اهداف اصلی رژیم از ممنوع كردن مجالس عزاداری ماه محرم ترس آن از قدرت نفوذ روحانیان بود، چراكه دولت می‌دانست برنامه و سیاست‌های ضددینی‌اش با مخالفت آنان مواجه خواهد شد. مجالس عزاداری ماه محرم می‌توانست به پایگاهی ضد این سیاست‌ها تبدیل شود. به عنوان مثال هنگام اجرای قانون كشف حجاب، افراد روضه‌خوان ملتزم شدند علیه مسائل كشف حجاب صحبت نكنند و به آنها هشدار داده شد اگر حركتی علیه وضع فعلی انجام دادند، مورد تعقیب قرار خواهند گرفت. حاكمان ولایات و شهرها نیز مجبور بودند این سیاست را اجرا كنند و اگر حاكمی در انجام وظیفه خود سستی می‌كرد، از خدمت خود عزل می‌گردید. در یكی از گزارش‌های شهربانی وقت آمده است: «‌گزارش واصله از دماوند حاكی است حاج علی واعظ كه از چند روز قبل در دماوند مشغول روضه‌خوانی بوده و در گیلارد سر منبر اظهاراتی نموده است، حسب‌الامر نایب‌الحكومه دماوند منفصل به امنیه دستور داده شد مشارالیه را تحت‌الحفظ جلب و تحویل وزارت داخله نمایند. باید مشارالیه محاكمه شود كه چرا در اجرای اوامر راجع به نهضت بانوان و تغییر لباس و همین روضه‌خوانی‌ها كه ممنوع است، طبق وظیفه عمل نكرده است...»
 
در راستای اجرای این دستور، نایب‌الحكومه دماوند به وسیله هنگ امنیه مركز تحت‌الحفظ به تهران اعزام شد و فرمانده امنیه مركز، گزارشی از تحقیقات خود را درباره این پیگیری‌های صورت گرفته تهیه كرد و به تهران فرستاد.» بدین ترتیب عزاداری ماه محرم ممنوع شد، اما مردم كه عشق به امام حسین(ع) در عمق جانشان ریشه داشت، به طرق مختلف كوشیدند این مراسم را زنده نگه دارند. در این راستا بسیاری از مردم مشتاق اما بیمناك از چكمه و قداره، ناچار بودند مراسم عزاداری را به صورت مخفیانه برگزار كنند. آنها در بسیاری از مواقع وقت سحر و زمان بین طلوعین را برای عزاداری انتخاب كردند. البته بودند افراد بانفوذی كه با استفاده از موقعیت خود تلاش كردند مجالس روضه را زنده نگه دارند. در این میان تلاش‌های حضرت آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ عبدالكریم حائری‌یزدی(مؤسس حوزه علمیه قم)بس چشمگیر بود. وی علاوه بر روضه - كه هر شب جمعه و در دهه محرم به آن اهتمام داشت- هر روز قبل از شروع درس، به طور مختصر ذكر توسلی به امام حسین(ع) توسط یكی از شاگردانش (حاج آقا جواد قمی یا شیخ ابراهیم صاحب‌الزمانی) انجام می‌داد. 
  
پایان ممنوعیت عزاداری حسینی با تبعید رضاخان
با این همه ممنوع بودن برگزاری مراسم عزاداری امام حسین(ع) با اشغال ایران به دست متفقین و تبعید رضاخان به پایان رسید. با پخش خبر تبعید رضاشاه از كشور، بسیاری از مردم به صورت خودجوش به تكیه‌های عزاداری و مسجدها روی آوردند و با اینكه ماه محرم و صفر نبود، فریاد «‌یاحسین» سردادند. اینگونه حركت مردم و اظهار شادی با فریاد« یاحسین» در واقع واكنشی بود به سال‌های ممنوع بودن عزاداری امام حسین(ع). جدا از تلاش مردم برای احیای مراسم عزاداری، نیروهای مذهبی در قالب هیئت‌های مذهبی به سازماندهی دوباره خود پرداختند. آنها در فعالیت‌ها و مبارزات سیاسی‌ـ فرهنگی خود خواستار اجرای احكام اسلامی شدند. اسامی برخی از این هیئت‌ها در تهران و شهرستان‌ها به شرح زیر است: هیئت آل‌یاسین، هیئت اتحاد دینی، هیئت اسلامی رفسنجان، هیئت اسلامی یزد، هیئت برادران خیابان هدایت، هیئت بزرگ زنجیرداران مركزی تهران، هیئت بنی‌الزهرا، هیئت بنی‌فاطمه همدان، هیئت روحانی تهران، هیئت روحانیون و متدینین آذربایجان، هیئت مصلحین حوزه علمیه قم، هیئت مختلط ملیون اصفهان و هیئت علمیه كرمانشاه. 
 
مبارزه با بی‌حجابی، حسن اجرای برنامه‌های دینی رادیو، شكایت از عملكرد مسئولان، ساخت مسجد، قطع موسیقی رادیو در ایام سوگواری امامان، ساخت ضریح، دینی‌سازی فضای مدرسه‌ها، دفاع از حرمین‌شریفین، لزوم كمك به روحانیون، تدریس قرآن در مدارس و جلوگیری از نمایش فیلم‌های خلاف عفت عمومی، ممنوع شدن مشروبات الكلی، ممنوع شدن خانه‌های فساد، درخواست منع ورود زنان بی‌حجاب به مساجد و اماكن مقدسه، درخواست لغو خرید و فروش مشروبات الكی، جلوگیری از نمایش‌های منافی‌عفت در تماشاخانه و سینما‌ها، سرعت در اجرای قانون منع مسكرات، جلوگیری از مناهی شرعی در مدارس و ترویج اندیشه‌های دینی، انتقاد از مطالب خلاف شرع روزنامه‌ها، اصلاح برنامه‌های آموزشی مدارس، اعتراض به قانون افزایش سن ازدواج، برگزاری جشن‌ها و هشدار به اعمال دولت‌ها درباره الغای قوانین ضد‌دینی، از جمله خواسته‌های این هیئت‌ها بود. این مراسم عظیم پس از فرار دیكتاتور از كشور، مجدداً گستره وعظمت پیشین خویش را به دست آورد و در تحولات بعدی كشور از جمله نهضت ملی ایران، تأثیری نمایان داشت كه بحث درباره آن مجالی دیگر می‌طلبد. 
نظرات
آخرین اخبار
. تنهایی، همدم زنان مجرد سالمند
. آپارات از مرحله پرت است!
. كودكان شما این بازی‌ها را می‌دانند؟
. طب سنتی درمانی برای سرطان ندارد
. "اعتراض تعرفه‌ای" یا "بازی با جان بیماران"؟
. سال گذشته مردم چند بار به كلانتری ها مراجعه كرده اند؟
. آخرین جزئیات قتل سولماز و سوگند به دست پدرشان
. بحران مدرك‌گرایی صدای وزارت علوم را هم درآورد
. قماربازان ورزشی كه حال و هوای خوشی ندارند
. خانواده‌ای با 5 رزمنده مدافع حرم
. یا غیبت می‌كنیم یا تهمت می‌زنیم
. قاتل: در افغانستان خودم را به پلیس معرفی كردم
. یتیم اینترنتی!
. تقدیر مشاور دبیر ستاد از برنامه اختصاصی شبكه سه سیما با موضوع امر معروف و نهی از منكر
. علی طهرانی مقدم به عنوان مدیر كل روابط عمومی و امور بین‌المل ستاد منصوب شد
. ارشاد فیلم توقیفی‌اش را بایگانی می‌كند؟
. «نفس» ضعیف جلیل سامان
. تلویزیون پاس گل رمضانی خدا را گل نكرد
. در نكوهش حركت جنجالی یك بازیگر
. آیا تهیه‌كننده «شهرزاد» از كشور فرار كرده است؟
. تب كنگو قابل پیشگیری و درمان است
. صحبتی از رفتن عسكری نیست
. خالكوبی دیوید بكهام به جای ایثار و شهادت !
. امتحانات نهایی و سردرگمی بی‌پایان دانش‌آموزان
. اعتراض و سردرگمی مسافران به بی‌برنامگی مسوولان پرواز 7429 كیش‌ایر
. خروج 20 میلیون ایرانی از چرخه فرزند‌آوری
. ابتذال فرهنگی در خانه‌های میراث فرهنگی!
. كمیته جاده صاف‌كنی اكران بدون مجوزها!
. خنده، طعمه‌ای برای مخاطب انتخابی برای پول
. فریب زنان با عكس‌های فتوشاپی
. سینما در مقابل حمایت انتخاباتی، رانت می‌خواهد
. ساعت 10 و 11 بیشترین زمان تخلفات رانندگی
. تمهیدات ترافیكی پلیس در روز انتخابات
. فیلم دزدان دریایی كارائیب ۵ دزدیده شد
. فوت چهار نفر در آتش‌سوزی مینی‌بوس در تهران
. ولنگاری فرهنگی در تبلیغات انتخابات شوراها
. مظلوم‌نمایی و دروغ تا كجا؟!
. زندگی مستمندان بازیچه دولتمردان
. هزینه‌های پاكسازی شهر را نامزدها بپردازند
. قتل دوست صمیمی به خاطر هندزفری
. گروگانگیری سرباز محافظ برای فرار
. ناجا به هیچ جریان و گروه سیاسی وابسته نیست
. مرزبان مزار ندارد +عكس
. شهرام شكوهی به زودی باز می‌گردد
. «شوك» به «عفت» جامعه توسط پلاس‌های اینترنتی
. نگاهی به ماجرای نیمروز در اكران نوروزی
. اولین اقرار عاملان شهادت 2 مأمور پلیس
. تازه‌ترین واكنش آسوشیتدپرس به انیمیشن نبرد خلیج‌فارس‌2
. فیلمبرداری «پایتخت۵» ۲۵ فروردین آغاز می‌شود
. عبور«ماجرای نیمروز» از مرز دو میلیارد فروش
برترین ها
نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
©2016 Mojmalnews News. All Rights Reserved